به گزارش روابطعمومی سازمان امور اجتماعی کشور، بیایید برای چند لحظه چشمانمان را ببندیم و به نقشه ایران فکر کنیم. چه میبینیم؟ کوه، کویر، جنگل و دریا؟ بله، اما اگر دقیقتر گوش کنیم، صدای تپش قلبی را میشنویم که از آمیختن میلیونها صدا شکل گرفته است. صدای کُرد و لُر، نوای بلوچ و ترکمن، لهجه شیرین گیلک و عرب و فارس...
وحدت ملی، یک بخشنامه اداری نیست که ابلاغ شود؛ وحدت، روحِ نامرئیِ جاری در رگهای یک ملت است. امروز میخواهیم کمی خودمانیتر درباره این «شیرازه کتابِ ایران» صحبت کنیم. درباره اینکه چرا و چگونه باید تمرین کنیم تا «ما» باشیم.
ایران؛ قالیِ هزاررنگ، نه پارچه تکرنگ
اشتباه بزرگی است اگر فکر کنیم وحدت یعنی «همه مثل هم شدن». هرگز! زیباییِ باغ به تنوع گلهای آن است. اگر تمام گلها یک رنگ و یک شکل باشند، دیگر نامش باغ نیست، مزرعه است.
ایرانِ ما شبیه یک قالی ابریشمی دستبافت است. هر قومیت، هر لهجه و هر سلیقه، یک گره و یک رنگ از این قالی است.
گره سبز؛ رنگِ جوانه زدنِ امید و زندگی
گره سفید؛ نشانهی قلبهای پاک و نیتهای خالصانه برای ساختن وطن.
و گره قرمز نماد شور و حماسه باشد.
درس اجتماعی:
هنرِ «وحدت» در این است که بپذیریم تفاوتهای ما، دلیلِ دشمنی نیست؛ بلکه دلیلِ زیبایی ماست. ما باید یاد بگیریم که به رنگِ «دیگری» احترام بگذاریم. جامعهای که تفاوتها را به رسمیت بشناسد و آنها را در دلِ یک هویتِ بزرگتر (ایران) حل کند، جامعهای شکستناپذیر است. بیایید تمرین کنیم که «تفاوت» را «تضاد» نبینیم.
دردِ تو، دردِ من است؛ رازِ بقای اجتماعی
چه چیزی ما را به هم وصل میکند؟ سیمان و آجر؟ خیر. آنچه ما را یک «ملت» میکند، «همدردی» است.
وحدت ملی یعنی وقتی گوشهای از این خاک میلرزد، قلبِ تمام ایران بلرزد. یعنی وقتی هموطنی در جنوب درگیر غبار است، هموطنی در شمال احساس تنگی نفس کند.
سعدی قرنها پیش مانیفستِ سازمان امور اجتماعی را نوشته است: "چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار".
اگر امروز من بیتفاوت از کنار مشکلات همسایهام یا هموطنم بگذرم، فردا که نوبت مشکل من شد، تنها خواهم ماند. وحدت، یک معامله بُرد-بُرد است. ما هوای هم را داریم تا در روز مبادا، تنها نمانیم.
گفتگو؛ پُلهایی که باید بسازیم
بزرگترین دشمن وحدت ملی، «دیوار کشیدن» است. دیوارهایی از جنسِ «من بهترم»، «تو نمیفهمی» یا «حزبِ من، گروهِ من، شهرِ من».
جامعه زمانی دچار گسست میشود که ما گفتگو کردن را فراموش کنیم. وقتی گفتگو قطع شود، سوءتفاهم جوانه میزند و کینه ریشه میدواند.
پند اجتماعی:
بیایید تمرین کنیم که «شنوندههای خوبی» باشیم. وحدت ملی در تاکسیها، در صف نانوایی، در کامنتهای فضای مجازی و در مهمانیهای خانوادگی شکل میگیرد.
به جای قضاوت، سوال کنیم.
به جای طرد کردن، جذب کنیم.
به جای بزرگ کردن خطکشیها، روی نقاط مشترکمان (امنیت، آرامش، پیشرفت فرزندانمان) تمرکز کنیم.
خانواده بزرگ؛ از خانه تا جامعه
وحدت ملی، مقیاسِ بزرگتری از وحدت خانوادگی است. همانطور که در یک خانواده ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما هیچکس تیشه به ریشه خانه نمیزند، در جامعه نیز باید همینگونه باشیم.
ممکن است ما در شیوه مدیریت، در سلیقه سیاسی یا سبک زندگی با هم اختلاف داشته باشیم، اما همه سوار بر یک کشتی هستیم. اگر این کشتی سوراخ شود، همه با هم غرق میشویم. سوراخ کردن کشتی به بهانه اینکه «اینجا زیرِ پایِ صندلیِ خودم است»، احمقانهترین کار ممکن است.
کنشگری مسئولانه:
حفظ وحدت، وظیفهی دولتها به تنهایی نیست؛ وظیفهی تکتک ماست.
1. پرهیز از شایعه: خبری که باعث تفرقه و نفرت میشود را بازنشر نکنیم.
2. مدارا: آستانه تحملمان را در برابر نظرات مخالف بالا ببریم.
3. مهربانی: لبخند زدن به همشهری، سادهترین و قدرتمندترین چسبِ اجتماعی است.
دستی که در دستِ هم است، نمیلرزد
امروز، جهان پر از تلاطم است. طوفانهای اقتصادی و اجتماعی در همه جا میوزند. در این دریای طوفانی، تنها کشتیهایی به سلامت به ساحل میرسند که مسافرانش یکدل و یکصدا باشند.
قدرتِ ما در تانک و موشک نیست (گرچه آنها هم لازماند)؛ قدرتِ اصلی ما در «اعتماد» به یکدیگر و «اتحاد» قلبهایمان است. دستی که در دستِ برادر و خواهر هموطنش باشد، هرگز نمیلرزد و هرگز ناامید نمیشود.
بیایید عهد ببندیم که هر کدام از ما، یک «سفیر وحدت» باشیم. بیایید کاری کنیم که وقتی آیندگان به تاریخِ ما نگاه میکنند، بنویسند: "آنها نسلی بودند که با وجود تمام سختیها، پشتِ هم را خالی نکردند."
پایان/
نظر شما